شعر عاشقانه



بی تو چه کنم؟؟؟

ای معنای انتظار

 

 یك لحظه بایست


دیوانه شدن به خاطرت كافی نیست


یك لحظه بایست و یك جمله بگو


تكلیف دلی كه

 

عاشقش كردی چیست؟؟؟




سه شنبه 20 بهمن 1388 | نظرات ()

گریه نکن

میخوام بهت چیزی بگم گریت نگیره

آخه تو  عزیزترینی بغضت نگیره

اون همه صبوری کردم تا بگی دوستم داری

حرف تو خوابو  خیاله  داری از یادم میری

گفتم بهت گریه نکن من که هنوز دوست دارم

من که باورم نمیشه دارم از یادت میرم

من که دستاتو میگیرم

واسه عشقت میمرم

پس چرا نامهربون بودی؟

بسه اشکاتو نبینم

آخه برام تو عزیزی

نمیخوام بغضت بگیره

عشق تو  تو سینه من

تا ابد زنده میمونه














یکشنبه 18 بهمن 1388 | نظرات ()

اما نشد...

 

گریه کردم گریه هم این بار آرامم نکرد

هرچه کردم ـ هر چه ـ آه انگار آرامم نکرد

روستا از چشمِ من افتاد، دیگر مثلِ قبل

گرمی آغوش شالیزار آرامم نکرد

بی‌تو خشکیدند پاهایم کسی راهم نبرد

دردِ دل با سایه‌ی دیوار آرامم نکرد

خواستم دیگر فراموشت کنم اما نشد

خواستم اما نشد، این کار آرامم نکرد

سوختم آن‌گونه در تب، آه از مادر بپرس

دستمالِ تب‌بُر نم‌دار آرامم نکرد

ذوق شعرم را کجا بردی؟ که بعد از رفتنت

عشق و شعر و دفتر و خودکار آرامم نکرد

 

 

 



جمعه 16 بهمن 1388 | نظرات ()

تنها

دمی خوابم دمی شیدای باران

    شوم مغلوب بی پروای باران

     چو هر شب کو نسیمی تا بگیرد

          نقاب از صورت زیبای باران

          که شاید لحظه ای دیگر ببینم

             به زیر ماه نو سیمای باران

            روم در کنج تنهایی به ناگه

           شوم مهمان دل با پای باران

          گهی فردای عشق از دل بروم

          شوم دور از سر سودای باران

        گهی ترسم قرار از دل رود باز 

         شود مسلول ساحلهای باران

       غروب از غصه می میرد دل از غم

       اگر دل نباشد جای باران

       اگر بغضی گلو را می فشارد

      شود شب گریه در هیهای باران

       جفا کاری ندانستیم واکنون

         شود ویران دل از غمهای باران

   شبم تاریک و چشمت نور راه است

   نگویم گر حقیقت را گناه است

   زنورت رد چشمانت هویداست

  سخن کوته کنم رویت چو ماه است





شنبه 10 بهمن 1388 | نظرات ()

.::قسمت::.

چقدر سخته وقتی آدم پر دلش حرف های نگفته باشه ولی نتونه بگه ......


قسمت بوده با هم نباشیم تقدیر این بود از هم جدا شیم

گر چه دنیای من تو بودی اما حسی به من نداشتی

آرزو بر دل گذاشتی رفتی و اما چه زود

من فراموشت شدم انگار که هیچ عشقی نبود

فکر من این بود که تا روز قیامت با منی

قافل از اینکه درون قلب تو مهری نبود

عاشقم کردی و رفتی و دلم از تو شکست

بعد تو این خسته دل در سوگ تنهایی نشست

موندم و از حسرت به دل اینکه تمام عمر من

پای یک عشق دروغ و بی اساس بیهوده گشت

با من بودی اما نبودی من هم برای درد دل هات
.
به پات موندم اما نموندی به عهد و عشق و پیمان







جمعه 25 دی 1388 | نظرات ()

نمی بخشمت

نمی بخشمت .... بخاطر تمام خنده هایی كه از صورتم گرفتی ....

بخاطر تمام غمهایی كه بر صورتم نشاندی ....
 
نمی بخشمت .... بخاطر دلی كه برایم شكستی .... ..
 
بخاطر احساسی كه برایم پرپر كردی .....
 
نمی بخشمت .... بخاطر زخمی كه بر وجودم نشاندی .....
 
بخاطر نمكی كه بر زخمم گذاردی ....
 
و می بخشمت بخاطر عشقی كه بر قلبم حك كردی.
 
 
 


یکشنبه 13 دی 1388 | نظرات ()

ماندن و رفتنت

داشتم فکر می کردم به ماندن و رفتنت،
نفهمیدم چه شد ... دیدم رفته ای!
... بعد یک دفعه دلم خواست همه ی باورهای تلخم را بریزم دور؛
"عشق در نرسیدن است. با وصل، عشق می میرد."
نفرین به باورهایم!
بعد یک دفعه دلم خواست همه ی فاصله ها را پاک کنم؛
"همیشه فاصله ای هست"
نفرین به فاصله!
بعد نگاه کردم دیدم، چه تنها شده ام. دیدم چه قدر دلم هوایت را کرده است...















جمعه 11 دی 1388 | نظرات ()

بی وفا

رفت و چشمم را برایش خانه کردم بر نگشت

بس دعاها از دل دیوانه کردم بر نگشت


شب شنیدم زاهدی میگفت او افسانه بود


در وفایش افسانه ها کردم بر نگشت
















جمعه 11 دی 1388 | نظرات ()

ذهن آرام

سلامت می کنم و آنجا که من و تو یکی هستیم را گرامی می دارم، ... آنجا که من و تو یکی


هستیم

سکوت کن و دل بسپار، چه اهمیت دارد که کیست که می نویسد و کیست که می خواند؟


چه اهمیت دارد که من کجا هستم و تو کجا؟



چه اهمیت دارد که من به چه باور دارم و تو به چه؟



بی هیچ نام، بی هیچ مکان، بی هیچ قبیله، بی هیچ قضاوت ... آزاد و نا محدود، بی هر فرم و 


قالب ...


این قید و بندهای زمینی را، این طبقه بندی های نفسانی را کنار بزن، نام را، مکان را، باور را، و


هر تفاوتی را ...



با ذهنی آرام ... بنشین و بشنو، می خواهم برایت بگویم ........



از خودم ... از اینجا....



نگو گفتنی ها شنیده شده ، من هنوز هم از ای وای ها و از تمام هراسها و فردا می ترسم و


گفتنی ها دارم....



پنجشنبه 19 آذر 1388 | نظرات ()

نمیاد


نمیاد اونی كه دلم می خواد ، نمیاد اونی كه رفته به باد

 

نمیاد اونی كه عمر منه ، نمیاد اونی كه دل می كنه

 

دوباره دلم می خواد ببینمش ، سرم و روی شونش بگذارم

 

از چشام قطره ی اشكی نمیاد ، نكنه دیگه دوسش ندارم

 

شعر من زمزمه ی یه خواهشه  ، آرزو دیدنه روی ماهشه

 

میون غربت این فاصله ها ، قلب من همیشه چشم به راهشه

 

كاش میشد عشقم و باور بكنه ، اونی كه من و هرگز نمی خواد

 

نمیاد تموم عمرم نمیاد ، نمیاد دیگه هیچ وقت نمیاد






سه شنبه 17 آذر 1388 | نظرات ()

رفتی و ...

فریاد کشیدم که به عشقت گیرم ،

 اگر یک روز نبینمت میمیرم ،

دل بستم و دیدمت که میخندیدی ،

 چون آخر این رابطه را میدیدی ،

 من ساده که خنده ات از عاشق شدن است ،

 دلخوش که همیشه بر لبت اسم من است ،

 رفتی و سرانجام ز دستت دادم ،

 از اوج ببین به خاک افتادم ،

حالا تو و یارت من و این بد نامی ،

 رفتی نه وداعی بوسه ای و خبری .






دوشنبه 16 آذر 1388 | نظرات ()

اشک

من اگر اشک به دادم نرسد می شکنم اگر از یاد تو یادی نکنم می شکنم

 بر لب کلبه ی محصور وجود، من در این خلوت خاموش سکوت، اگر از یاد

تو یادی نکنم، می شکنم اگر از هجر تو آهی نکشم، تک و تنها، می شکنم

به خدا می شکنم...........







یکشنبه 15 آذر 1388 | نظرات ()

خالکوبی

شاید فراموشت شدم شاید دلت تنگه برام        

 شاید بیداری مثل من به فکر اون خاطره ها       

شایدتو هم شب که میشه میری به سمت جاده  

بگو تو هم خسته شدی مثل من از فاصله ها

با هر قدم برداشتنت فاصله بینمون نشست       

 لحظه ای که بستی درو شنیدی قلبم شکست

یادت میاد که من کیم همونی که میمیره برات    

  همونی که دل نداره برگی بیفته سر رات

نمی تونم دورت کنم لحظه ای از تو رویاهام        

 تو مثل خالکوبی شدی تو تک تکه خاطره هام

از کی داری دور میشی تواز من که میمیرم برات  

 از منی که دل ندارم برگی بیفته سر رات   

.

.

.







یکشنبه 15 آذر 1388 | نظرات ()

خسته شدم

خسته شدم می خواهم در آغوش گرمت آرام گیرم.خسته شدم بس كه از سرما لرزیدم...
بس كه این كوره راه ترس آور زندگی را هراسان پیمودم زخم پاهایم به من میخندد...
خسته شدم بس كه تنها دویدم...
اشك گونه هایم را پاك كن و بر پیشانیم بوسه بزن...
می خواهم با تو گریه كنم ...
خسته شدم بس كه...
تنها گریه كردم...
می خواهم دستهایم را به گردنت بیاویزم و شانه هایت را ببوسم...
خسته شدم بس كه تنها ایستادم

 

http://mil4d.parsaspace.com/mo0rtal/aslanbasol_karsinojen_gozyasi.jpg



جمعه 29 آبان 1388 | نظرات ()

بک گراند های زیبا



بک گراندهای زیبا


Jalalposter.ir




برای دیدن ادامه عکس ها اینجا کلیک کنید

پنجشنبه 21 آبان 1388 | نظرات ()





میلاد بیرانوند

هفته سوم بهمن 1388
هفته دوم بهمن 1388
هفته چهارم دی 1388
هفته دوم دی 1388
هفته سوم آذر 1388
هفته چهارم آبان 1388
هفته سوم آبان 1388
هفته دوم آبان 1388
هفته اول آبان 1388
هفته چهارم شهریور 1388
هفته دوم شهریور 1388
هفته اول شهریور 1388

بی تو چه کنم؟؟؟
گریه نکن
اما نشد...
تنها
.::قسمت::.
نمی بخشمت
ماندن و رفتنت
بی وفا
ذهن آرام
نمیاد
رفتی و ...
اشک
خالکوبی
خسته شدم
بک گراند های زیبا
تو
دلم گرفته
عاشق
تو را فراموش نخواهم کرد
برام دعا کن
غمزده عشق
دوستی
عشق ایرانی
دوست دارم
بی قرار
غم دوری
دل خسته
دورم ز تو
دوری ز من
از غم دوری تو

تنهاترینم
میخوام خدا بشنوه
wEBAM
gl-lam-nak
tisponx
welcome
آجا-آجا
بهتری بازی های java
لپ تاپ سنتر
NEGAR-DOWNLOADS
عاشق تنها
الف دختری با موهای خرمایی
همه جوره
زندگی جزر و مد داره..
دانلود ترانه های داریوش
فانوس خیس
درددل عاشق
نجوم ، علمی به بزرگی جهان!
اینجا آخر دنیاست

روزنه ی عشق
دخترک دلتنگ
بیراهه های تنهایی

کدوم اینا بی وفا هستند؟



بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
كل مطالب : عدد

RSS 2.0



style type="text/css">
http://mohsendavari.persiangig.com/ghaleb/html/4.gif'

کد آهنگ